عصر تاسوعا

هرچه کردم نشد طاقت بیارم خود که قلم شیوا ندارم به ناچار نقل از دیگران می کنم وکمی به آشوبهای دلم التیام می بخشم....

. عصر تاسوعا

اینک زمین در سفر آسمانی خویش به عصر تاسوعا رسیده است و خورشید از امام اذن گرفته که غروب کند. دیگر تا آن نباء عظیم، اندک فاصله ای بیش نمانده است و زمین و آسمان در انتظارند. فرات تشنه است و بیابان از فرات تشنه تر و امام از هر دو تشنه تر. فرات تشنهء مشکهای اهل حرم و بیابان تشنهء خون امام و امام از هر دو تشنه تر است؛ امّا نه آن تشنگی که با آب سیراب شود ... او سرچشمه تشنگی است و می دانی، رازها را همه، در خزانهء مکتومی نهاده اند که جز با مفتاح تشنگی گشوده نمی شود. امام سر چشمه راز است و بیابان طف، عرصه ای که مکنونات حجاب تکوین را بی پرده می نماید. مگر نه اینکه اینجا را عالم شهادت می نامند؟ و مگر از این فاش تر هم می توان گفت؟ 

 و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب!

در سپیده دم غیرت، "خون" که ـ با اباعبدالله (ع) ـ به دنیا آمده، حساب زمین به هم خورد!
معادله جهان چیز دیگری شد:
سرخی زندگی، برافروخته رویی درد، و نبض غیرت عقیده ـ جایِ این پا و آن پا کردن، بی خیالی، و بی حالیِ مرگ را گرفت. و ایم شد معیار تعریف، برای زندگی: "قِف دونَ  رَأیکَ، فی الحَیاة ، مُجاهداً. اِنّ الحَیاةَ، عقیدةٌ وَ جهادٌ" بر سر رأی خویش، رزمنده و پای بر جا،بمان که حیات هیچ نیست، مگر عقیده و جهاد! و معیار تازه ای برای "پاسداری" از حیثیت خون که یعنی : ذهن کربلایی داشتن؛ حرفِ عاشورایی زدن؛ و از میان رنگ ها، "سرخ" را به رسمیت شناختن!....
قرار قبلی شیطان، ترس بود و زبونی و زردی. امّا پای"خونِ حسین" که به میان آمد،همه چیز، دیگرگون شد. همین که، تا دیروز، قابل اعتنا نبود و حرکت و هویّت نداشت؛ امروز، شد "خون خدا"!
یکباره، از خاک به خدا رسید. همین خون خاکی، شد خونِ خدا؛ موج برداشت، شکفت، بالید و بلند شد. آسمان آمد، به تماشای زمین. و کائنات غرق شد: غرق در حیثیّت خون!
پیش از این، محراب پدر، قتلگاه بود! و اکنون، قتلگاهِ پسر، محراب!
 

 مکاشفهء عطش و جانبازی
در همهمهء غیرت و درد، مگر می شود کار دیگری هم، کرد؟! دلشوره درد، خواب را پس می زند و غیرتِ عشق، آب را.
همه چیز، از آب، از نگاهِ مردانهء ملکوتی عبّاس، موج بر می دارد و دست های تشنه خاک، به تماشای چشمان ماه نبی هاشم، بلند می شود.
آبروی آب، از اوست:
هر آب، که در مشکِ او نیست،
آب نیست، آبرویی است فروهِشته!
ذهن علیل ابلیس، آدم را ـتنها ـ خاک می بیند.
مکاشفهء عطش و جانبازی، در باور آب و آتش نمی گنجد.
امّا ابوالفضل، کار خود را می کند؛ ماندن، کار او نیست.
دست از "آب" می شوید و از "جان" خویش نیز!...

روایت محرم، شهید مرتضی آوینی

/ 16 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید مطوری /مهرگان

سلام سید عزیز از مطالب وبلاگتان استفاده بردم وشما را به مهرگان دعوت میکنم ومنتظر حضور گوهربارتان هستم. مهرگان باشید.[گل]

قاصدک

سلام خیلی زیبا و با محتوا بود ولی حیف که دیر سر زدم شهید آوینی از افتخارات ادبیات کشورمون بودن و هستن این رو از ته دل میگم و باز بگم قشنگ بود تا بعد

طنز سياسي

سلام سيد. شب يلدا هم گذشت. به نظر من شب يلدا را بايد به نحوي دانيم كه بدانيم زندگي انقدر كوتاه ااست كه يك دقيقه بيشر ماندن ارزش دارد.

مجید

سلام و خسته نباشید خدمت شما دوست عزیز وب سایت خوبی دارید خوشحال می شم به وب منم یه سری بزنید راستی با تبادل لینک موافقید؟ اگر موافقید منو با اسم " بست تو فان " لینک کنید خبرم کنید در عرض 6 ساعت لینکتون می کنم

ذاکر کربلا

بسم اله الرحمن الرحیم به پاس حماسه 9دی نوشتیم دلایل مخالفت طلحه و زبر با حضرت علی (ع) اگر لطف بفرمایی نظر هم بدد ممنون می م یا حق سید

کربلایی

سلام برشما[گل] حضورتان دروبلاگ كربلايي110 و اظهار نظر در مورد موضوع بحث مايه ي دلگرمي ماست حضورتان را ارج مينهيم[گل] ----------------------------------------------------------------------------------- حکومت‌عدل الهی‌ اَللّهُمَّ اِنّا نَرْغَبُ اِلَيْكَ فى دَوْلَةٍ كَريمَةٍ : تُعِزُّ بِهَا الاِْسْلامَ وَاَهْلَهُ ، وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَاَهْلَهُ ، وَتَجْعَلُنا فيها مِنَ الدُّعاةِ اِلى طاعَتِكَ ، وَالْقادَةِ اِلى سَبيلِكَ ، وَتَرْزُقُنا بِها كَرامَةَ الدُّنْيا وَالاْخِرَةِ ! « بار پروردگارا ! ما جميع‌گروه شيعيان‌، با تضرّع‌و ابتهال‌بدرگاه‌تو از سويدای‌دل‌خواهانيم‌كه‌: دوره ‌ای‌پسنديده‌پيش‌آوری‌كه‌در آن‌دوران‌، اسلام‌و ياورانش‌را سربلند فرموده‌ نفاق‌و پيروانش‌را ذليل‌و خوار گردانی‌! و ما را در آن دولت ، از زمرۀ خوانندگان مردم بسوى اطاعت تو ، و از راهبران بسوى راه خود قرار دهى ! و بدان وسيله بزرگوارى دنيا و آخرت را نصيب ما گرداندى ! » مفاتیح الجنان (دعای :افتتاح) ----------------------------------------------------------------------------- موفق وكربلايي باشيد[گل]

m

با سلام خوب هستین به ما نمیخواهید سربزنید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ با یک مطلب جدید با عنوان (انا لله) در مورد روح الهی در قفس تن به روز هستم تشریف بیاورید و نظر بدهید ممنون میشم....: انا لله ما از خدائیم... ما برای خدائیم ...ما خدائی هستیم ما خدائی هستیم نه شیطانی...ما ملکوتی هستیم نه ناسوتی... ما روحیم نه جسم... ما انسانیم نه حیوان چه اندازه از وجود ما را جسم تشکیل میدهد ؟ به تازه مردگان نگاهی بیندازیم آیا آنان جسم ندارند پس چرا کاری از آنان بر نمی آید؟ این روح است که همه کاره است روح است که باعث می شود جسم زیست کند حرکت کند نفس بکشد درد بکشد لذت ببرد احساس را درک کند.... و این مائیم ... که تصمیم میگیریم روحمان را به سمت آسمانها پر وبالی دهیم یا آن را تا آخرفرصت عمردر کنج قفس دنیا اسیرتن بداریم، http://jodaeeha.blogfa.com مهدی

محمد(هم شهري)

سلام سيد... چه خبرا؟؟؟ كجا رفتي؟؟؟ سري نمي زني؟؟؟ سالروز غلبه حق بر باطل مبارك باد... با مطلبي در اين باب بروز هستم... بيا تا دير نشده

محمد(هم شهري)

سلام سيد... چه خبرا؟؟؟ كجا رفتي؟؟؟ سري نمي زني؟؟؟ سالروز غلبه حق بر باطل مبارك باد... با مطلبي در اين باب بروز هستم... بيا تا دير نشده