تــــــو...و مـــــــــــن...

اول نوشته :این من نه اینکه من بلکه گوینده ونویسنده...بنده وسیله ای بیش نیستم...به نظر مصداق خوبی برای برخی جاهلان بود زیبا درنظرم جلوه نمود...

منو تو تنها کسانی هستیم که می دانیم چه ها کرد ه ایم کوتاه فکر کن!.........

تو از کنار عکس شهدا بی احساس می گذری ، اگر فحش ندهی !

و من در کنار عکس شهدا می خندم و گریه میکنم !

تو برای تخریب آمده ای و من برای ساختن !

تو را به دروغ از هیولاهای خیالی ترسانده اند و ترس در قاموس من جایی ندارد !

تو تنفر را فریاد میزنی و من علاوه بر تنفر ، نور عشق و محبت می پراکنم !

تو رپ می خوانی و من ندبه !

تو در انتظار usaهستی و من در انتظار خورشید کعبه !

تو رو بسوی غرب داری و من رو بسوی آسمان !

تو در آرزوی لندنی و من در فکر شلمچه !

تو در فکر پناهندگی هستی و من در فکر پناهندگان !

تو با کرشمه دخترکانی در تظاهرات به شور و هیجان می آیی و من با لبخند مادر سادات !

تو در حلقه شیطان جن و انسی و من در پناه شهدا و فرشتگان !

فریاد از فشار غرایز است و فریاد من از عشق متراکم !

تو تجسم جنبه حیوانیت انسانی و من دوست دارم تجسم کمال انسان باشم .

تو غم فردا نداری از لطف پدر مایه دار و من پدر ندارم!

تو خود را فیلسوف و علامه می دانی و من خود را شاگرد مکتب اهل بیت(ع)!

تو مرا تا حد کشتن می زنی و من تو را در آغوش می گیرم!

تو مرا دشمن می دانی و من تو را برادر!

تو خود را قهرمان می پنداری و من خود را وامدار!

تو تیپ فشن  و مایکل جاکسون  می زنی و من تیپ شهید همت!

تو از امام دم می زنی و عکسش را پاره می کنی!

و من از خجالت و شرم آب می شوم!

تو دشمن را شاد می کنی و من دشمن را جان به لب!

تو با نفرت نگاهم می کنی و من با لبخند!

تو همه چیز داری ، ماشین و ویلا و ثروت و من ، فقط خدا!

تو صاحب خانه ای و من مستاجر!

تو محرومین جهان را می ترسانی و من مستکبرین را!

تو مستکبرین را شاد می کنی و من پابرهنگان را!

قبله تو کجاست؟ کاخ سیاه و قبله من ... کربلای حسین(ع)!

تو نمیدانی چه می خواهی و من ..... ظهور مهدی فاطمه(عج) را!

تو در حبس ، از ترس اقرار می کنی و من تا پای مرگ برآرمانهایم ایستاده ام!

تو در عزای فاطمه(س) به بهانه انتخابات  مختلط می رقصی و من گونه ام را به یاد مادر نیلگون می کنم!

تو سبز را بر گردن سگ و گربه می بندی و من برای این سبز حاضرم خون سرخ بدهم!

تو اگر مرا به چنگ آوری می کشی و من تو را  برادرانه در آغوش می گیرم!

تو مرگ مرا می خواهی و من آزادگی تو را!

تو چرا آمده ای ؟ به دروغ بزرگانت و من چرا؟!... به دعوت وجدانم!

بزرگان تو کجایند؟ در کاخ و ویلا و بزرگان من .... مثل همه ما، ساده و بی ریا!

بزرگان تو چگونه تو را می نگرند ؟ به چشم موجودی که بهترین ابزار است و بزرگان من، مرا عاشقانه دوست دارند!

تو اهل کجایی؟ لندن و من .... اهل کربلا

تو مستضعفین را انسان نمی شماری و رای شان را باطل!

و من زیر بار حرف زور نخواهم رفت!

تو سبز را بر تن رقاصه گان و خوانندگان کردی و من سبز مقدسم را آزاد خواهم کرد!

تو در میان خنده دشمنان عاشورا را اسیر شیاطین می کنی و من در عاشورای مهدی(عج) عالم را آزاد خواهم کرد!

تو دشمنان را می خوانی و من دشمنان را می رانم!

در عاشورا دشمنان حسین مظلوم(ع) در کاخ سیاه و زرد برای تو دست تکان می دهند و هورا می کشند و من همچنان بر مظلومیت حسین(ع) اشک می ریزم!

تو در حرم اهل بیت(ع) در محرم حسین بر زمین پای می کوبی و فرزندش را یزید می خوانی و من جانم را آماده کرده ام تا در مصاف یزیدیان کاخ سیاه ، حامیان تو به حسین (ع) هدیه کنم.

تو ذره ای به حرفهایت اعتقاد نداری و من مجسمه اعتقادم!

ترس و اضطراب از نگاه تو می ریزد و نگاه خشم آلود من جهانخواران را به اضطراب می آورد.

تو برای حسین(ع) چه کرده ای ؟! هیچ

و من ...... خودش می داند!

تو در هنگامه حمله دشمنان کجا بودی؟ در تفریح و تحصیل

و من ...... شبانه روز بیدار در خط مقدم! در آروزی شهادت!

تو ایران را چگونه می خواهی ؟! زیر پای دشمنان

و من ، سرافراز تا ظهور مهدی صاحب الزمان(عج)

تو مستضعفین را چگونه می نگری ؟ بیچارگانی قابل ترحم که بیجا کرده اند به احمدی نژاد رای داده اند!

.... و من خادم و شرمنده آنها!

تو خود را با وجود اندک بودن، بیشمار می خوانی و همه می خندند !

و من از خیل بیشمار دشمنان که برای حمایت تو آمده اند باکی ندارم!

شیاطین انس و جن در انتظار تواند تا بلکه آتشی بیفروزی!

شهدا و امامشان ، مستضعفین و منجی شان در انتظار منند ، تا مهیا شوم!

با این همه من تو را دوست دارم و می دانم که روزی بسویم خواهی آمد ، روزی که فضاحت طلحه و زبیرها را ببینی و فریب خوردگی خود را....

 

ای کاش آن روز که امام حقیقت طلوع می کند من و تو در کنارهم و در کنارش   باشیم نه در مقابلش.

به انتظارت می مانم ای هموطن....

    

   «منبع: یه بلاگی که اسمش یادم نیست صاحبش راضی باشه»

/ 65 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یه بنده خدا

سلام عزيزم وبلاگ خوبي داري محظوظ شديم. اميدوارم سلامت باشي. [ تابش آفتاب ] آپم موفق و سربلند باشي ؛ منتظرت هستم. [گل][گل][گل] [خداحافظ]

آرام

اگه دوست دارین قسمت سوم طلوع مهتاب رو بخونین قدم رو چشمام بذارین و کلبه ام رو پر کنید از عطر یاس با حضور گرمتون[گل]

یغما ...

[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]لحظه هایتان بهاری[گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

زهرا فومنی

سلام اقای حسینی ممنون که خواننده خوبی بودید. من چون واقعادرو باز کرده بودم اما علتشوننوشته بودم.. ممنون که گفتید.تصیح شد. بازم ممنون

مهسا

تو در میان خنده دشمنان عاشورا را اسیر شیاطین می کنی و من در عاشورای مهدی(عج) عالم را آزاد خواهم کرد! . . . . آزادی خیلی وقت است زیر چرخ همان ماشینی که " گفتند " دزدیده شده بود در همان عاشورایی که آزادی را ازش آموختیم له شده ...

منتظران مهدی59

سلام دوست عزیز وب بسیار زیبایی داری به وب ما هم سری بزن و اگه با تبادل لینک موافقی مارو منتظران مهدی59 لینک کن و بگو چی لینکت کنیم

مهدی

سلام آقا سید خسته نباشید تازه با وب شما آشنا شدم بسیار مطالب قشنگ ومفیدی دارید میخواستم ازتون اجازه بگیرم در صورت امکان از مطالبتان در وبم استفاده نمایم در مورد این متن تو ومن هم اینقدر قشنگ بود که با اجازه شما تصمیم به کپی برداری از آن دارم امیدوارم راضی باشید شما را لینک مینمایم چون تعظیم شعائر اسلامی را وظیفه خود میدانم امیدوارم شما هم به وب حقیر ما هم سری بزنید موفق باشید در این جهاد مقدس وپایدار