تیک تاکهای مهربانی

کمی زودبود،ولی...دعایت گرفت مادربزرگ!!! پـــیـــرشــدم

شهرمن ...من به تو می اندیشم....
نویسنده : سید مرتضی حسینی - ساعت ٧:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ خرداد ۱۳٩٠
 

شهر من دوستت دارم حتی اگر سالها نبینمت وفرسنگها از تو دور باشم حتی اگر چهره ات دیگر درمغزم تداعی نگردد باز عاشقانه ترین تصاویر را به روی بوم قلبم به یاد تو وبه نام تو نقاشی خواهم کرد چراکه تو یادآور وتنها نگه دارنده بهترین خاطرات بهترین روزهای زندگیم وبهترین دلیل برای بازگشتمی....اینست که مرا به تو می کشاند و...وادارم می کند هرجا که باشم عاشقانه ومغرورانه نامت را فریاد زنم وبگویم شهر من دوستت دارم با همه مردمانت ...فریدونکناررررررررررررررر........

 

هرجا که دریا می بینم بی اختیار نام تو درخاطرم می آید خزر می شنوم ساحل زیبایت جلوی دیدگانم نقش می بندد ....

هرجا کلمه غیرت وغرور می شنوم اولین چیزی که درذهنم نقش می بندد کلمه زیبای فریدونکناری هاست....چراکه به چشم غیرت وغرورت را دیده ام شهر من تو مایه افتخار وسربلندی ومایه فخرمنی هرجا که باشم....فریدونکنار...