تیک تاکهای مهربانی

کمی زودبود،ولی...دعایت گرفت مادربزرگ!!! پـــیـــرشــدم

سی ویکمین بهار من...
نویسنده : سید مرتضی حسینی - ساعت ٢:۳٠ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٩
 

سی ویکمین بهارمن...

یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداریم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند...
یادمان باشد که دیگران را دوست بداریم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهیم باشند...
یادمان باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگریم...
که ما اگر خود با خویشتن آشتی نکنیم هیچ شخصی نمی تواند ما را با خود آشتی دهد...

یادمان باشد که خودمان با خودمان مهربان باشیم...
چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باشد...
عمری با حسرت و اندوه زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران ... باید
اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم . . .

سال نومی شود... زمین نفسی دوباره می کشد... برگ ها به رنگ در می آیند... و گل ها لبخند   می زنند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبزدوبا ره…من…تو…ما…کجا ایستاده اییم...سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟… پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و …سال نو مبارک …

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید
رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن...
روزهایت رنگارنگ وچون همیشه امیدوار سال نومبارک...