تیک تاکهای مهربانی

کمی زودبود،ولی...دعایت گرفت مادربزرگ!!! پـــیـــرشــدم

آسیب شناسی فک و فامیل..!
نویسنده : سید مرتضی حسینی - ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٦ آبان ۱۳۸٧
 

 

1. خا لــــه...

 

معنای لغوی: خواهر مادر

معنای استعاره ای: هر زنی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک: یک خانم مهربان و دوست داشتنی که خیلی شبیه مادر است و

همیشه برای شما آبنبات و لباس می خرد.

غذای مورد علاقه: آش کشک.

زیر شاخه ها: شوهر خاله: یک مرد مهربان که پیژامه می پوشد و بهادبیاتوشکارعلاقهمنداست.دخترخاله،پسرخاله:همبازیدورانکودکی که یا در

بزرگسالی عاشقش می شوید اما با یکی دیگه ازدواج می کنید یا باهاش ازدواج

می کنید اما عاشق یکی دیگه هستید.

مشاغل کاذب: خاله زنک بازی، خاله خانباجی.

چهره های معروف: خاله خرسه، خاله سوسکه.

داشتن یک خاله ی مجرد در کودکی از جمله نعمات خداوندی است.

 

 

2.عمــــــــّه...

معنای لغوی: خواهر پدر

معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد،هر

زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.

نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل: ۱- جواب همه ی فحش

هایی که می دهید. مثال: عمته... ۲- جواب همه ی محبت هایی که می کنید.

مثال: به درد عمه ات می خوره... ۳- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها،رفتارهای

نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. ۴- خیلی

چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم...

غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.

زیر شاخه ها: شوهر عمه:یکمرد پولدارکه سیبیلقیطانی دارد و چندش آوراست. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به

هم می زنند!!

مشاغل کاذب Match-Making


چهره های معروف: عمه لیلا.

داشتن یک عمه که در توصیفات فوق صدق نکند جزو خوش شانسی های زندگی است

 

3. دایــــــــی...

  معنای لغوی: برادر مادر

معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته

باشد،هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما

حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش

گریه کرد.

غذای مورد علاقه: فسنجون.

زیر شاخه ها: زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادرقپی می آید. پسردایی،دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک

همرزم ساپورتتان می کنند.

چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.

سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید

4.عمـــــو...

معنای لغوی: برادر پدر

معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد

بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به

مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به

فکر فرو می رود.

غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.

زیر شاخه ها: زن عمو: یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش

را برای مادر می گیرد، دخترعمو،پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا

هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.

مشاغل کاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی.

چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.

داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است.