تیک تاکهای مهربانی

کمی زودبود،ولی...دعایت گرفت مادربزرگ!!! پـــیـــرشــدم

نیایش...
نویسنده : سید مرتضی حسینی - ساعت ٧:٠٠ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۱ آبان ۱۳۸٧
 

نیایش...

الهی!چون سگی را بر این درگاه بار است،رهی را با نومیدی چه کار است؟

الهی!سگ را بار است و سنگ را دیدار،گر من زسگ و سنگ کم آیم عار است.

الهی!به بهشت و حورچه نازم؟مرا دیده ای ده که از حد نظری بهشتی سازم.

الهی!با حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت، تو چنانی دریاب که می توانی.

الهی!ضعیفم  خواندی و چنین است هر چه از من آید در خور این است.

الهی!ضعیفم خواندی و چنانم مگذار که در پیش خود بمانم.

الهی!نه در بندم و نه آزادم.از خود به خود رنجورم و از تو دلشادم،از زندگانی خود در عذابم گویی که در آتش کبابم،نه خود پیدا و نه خوابم، در میان دریا تشنه آبم،ازآنکه از خود در حجابم...........

     منتظرم تا کی رسد جوابم.؟؟؟؟؟