تیک تاکهای مهربانی

کمی زودبود،ولی...دعایت گرفت مادربزرگ!!! پـــیـــرشــدم

پدرکه باشی...
نویسنده : سید مرتضی حسینی - ساعت ٥:٤٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ٢٩ دی ۱۳٩٢
 
 

پدر که باشی !!!

با تمام سختی ها و مشقت های روزگار،با دیدن غم فرزندت

می گویی : "نگران نباش ، درست میشود. خیالت تخت ، مــــــــــن پشتت هستم "

پدر که باشی ؛

سردت می شود و کت بر شانه ی پسر می اندازی.

چهره ات خشن می شود و دلت دریایی....آرام نمی گیری تا تکه نانی نیاوری

پدر که باشی ؛

عصا می خواهی ولی نمی گویی.

هرروز، خم تر از دیروز، جلوی آینه تمرین محکم ایستادن می کنی

پدر که باشی ؛

در کتابی جایی نداری و هیچ چیز زیر پایت نیست.

بی منت از این غریبگی هایت می گذری ، تا پدر باشی.

پشت خنده هایت فقط سکوت می کنی.

پدر که باشی ؛

به جرم پدر بودنت، حکم همیشه دویدن برایت میبُرند.

بی اعتراض به حکم فقط می دوی.

بی رسیدن هامی دوی و در تنهایی ات نفسی تازه می کنی.

پدر که باشی ؛

در بهشتی که زیر پای تو نیست باز هم دلهـــــــــــــره هایت  را مرور می کنی