تیک تاکهای مهربانی

کمی زودبود،ولی...دعایت گرفت مادربزرگ!!! پـــیـــرشــدم

مرگ و مار
نویسنده : سید مرتضی حسینی - ساعت ٩:٤٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٥ شهریور ۱۳٩٠
 

سلام خدمت همه دوستان عزیز....امروز طی ایمیلی این مطلب به دستم رسید به نظرم جالب اومد گفتم دوستان نیز بهره ای ببرند....

بر اساس اسطوره‌ای از ووتو (در کامرون)، روزی سرور ـ خدا، پیام‌رسان مخصوص خود را که یک حربا بود، فراخواند و به وی گفت: «به نزد مردم روی زمین برو و این خبر خوب را برای آنان ببر، که آنان مانند همة حیوانات می‌بایستی بمیرند، اما دگرباره از گور خود برمی‌خیزند.» حربا به زمین آمد، اما این حیوان پیوسته با احتیاط گام برمی‌دارد و عادت دارد که بایستد و استراحت نماید و به دور و بر خود نگاه کند. سفر حربا از شهر خدا، به شهر آدمیان، چهار روز به طول انجامید. در این زمان مار، از خبر خدا آگاه شد، و در اندیشة نیرنگ زدن به آدمیان بود. وی به شهر آدمیان رفت و اعلام داشت: «خدا مرا با پیام زیر به سوی شما فرستاده است: همة کسانی که مرده‌اند، برای ابد، در گور خود باقی می‌مانند و هرگز، باز نمی‌گردند. مرگ، آنان را تا ابد نگاه می‌دارد.» مرگ سخنان مار شنید و شادمان شد، زیرا مرگ حریص است و مردم را بیش از هر زمان دیگری در هنگام نیایش، با خود می‌برد.هنگامی که سرانجام حربا به مقصد می‌رسد، مردم شهر را فرا‌می‌خواند و رسماً گفتار خدایشان را به گوش آنان می‌رساند و اعلام می‌دارد: «مردم بعد از مرگ، باز خواهند گشت.» مردم حربا را دروغگو خواندند و گفتند ما سخنان مار را که زودتر از تو آمده بود، باور می‌کنیم. حربا جواب داد: «ممکن نیست و من پیام‌رسان راستگوی خدا هستم.» سپس مردم مار را از لانة خود در زیرزمین فراخواندند و از او پرسیدند که چه کسی به وی گفته است که مردم برای ابد خواهند مرد. مار گفت «خدا به من گفته است.» حربا گفت «او دروغگوست بیایید تا با هم، به شهر خدا برویم تا وی بگوید که حق با کیست؟» بنابراین، آنان به نزد خدا رفتند. خدا سخنان هر دو طرف را شنید و گفت «مار دروغ گفته است. من هرگز پیامی به وی نداده‌ام. اما اولین پیامی که به مردم داده شده است، باید برجا بماند و نمی‌توان آن را، باطل نمود. مرگ از همان دَم و از همان زمانی که این مطلب را شنید، افراد بسیاری را با خود می‌برد، و برای تنبیه تو ای مار، مردم تا ابد از تو متنفر خواهند بود و هر زمان که تو را ببینند می‌کشند.» و بدین‌گونه شد که انسان‌ها می‌بایستی بمیرند و هرگز بازنگردند.در اسطورة ووتو، به مانند داستان آدم و حوا، مار نیرنگ‌باز موجب میرایی آنان شد. در بسیاری از مناطق آفریقای مرکزی و جنوبی، حربا به عنوان حیوانی محتاط و بی‌اشتباه شناخته می‌شود. این حیوان، به عنوان نمادی از خرد و دانش مورد پذیرش است، زیرا خدا به حربا اعتقاد بسیار دارد. مار، هدیة نامیرایی از سوی خدا را حفظ نمود و بدین لحاظ است که پوست می‌اندازد و حیاتش احیا می‌گردد.

منبع:تاریخ ما